ابو القاسم راز شيرازى

177

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

پس ببين از اوصيائى مُتّقى * يا كه بر جاىِ نَبى ، هستى شَقى خود ببين از اين دوتا ، تو كيستى * نورِ مُطلق ، يا عَزازيليستى « 43 » دايم اندر شُبهه و شَكّ ، اى فقيه ! * عمرِ خود كردى تلف ، هستى سَفيه » « 44 » پس حضرت امام ص از قول حضرت امير مؤمنان ص مىفرمايد كه : سؤال فرمود از يكى از قضاة كه : « آيا مىشناسى ناسخ « كلام اللّه » را از منسوخ آن » ؟ عرض كرد : « نمىشناسم » ! فرمود : « آيا مطّلع هستى بر مراد حقّ تعالى در مثال‌هاى « قرآن » ؟ عرض كرد : « مطّلع نيستم » ! فرمودند : « در اين حال ، خود هلاك شده‌اى ، و هلاك مىكنى خلايق را به سبب قضاوت خود » . چنان‌كه حضرت صادق ص نقل مىفرمايد از پدر بزرگوار و اجداد عالىمقدار خود ، و قسم ياد مىفرمايد بر صدق ايشان در روايت اين حديث از حضرت رسول ص كه فرمود : « من عمل بالمقاييس ، فقد هلك و اهلك ، و من افتى النّاس و هو لا يعلم النّاسخ من المنسوخ و المحكم من المتشابه ، فقد هلك و اهلك » « 45 » ؛ يعنى : « كسى كه عمل كند به قياسات فقهيّه ، بدون نصّ اهل عصمت ص ، هالك ، و مهلك است خلايق را ، و كسى كه فتوى دهد مردم را و نداند ناسخ را از منسوخ و محكم از آيات را از متشابه « كلام اللّه » ، پس بتحقيق خود هالك ، و مهلك است خلايق را » ؛ زيرا كه در آيات « قرآن » ، اقسام كثيرهء متقابله است چون ناسخ و منسوخ ، و محكم و متشابه ، و مجمل و مبيّن ، و منطوق و مفهوم ، و ظاهر و

--> ( 43 ) - عزازيل : شيطان ( 44 ) - ولايت‌نامه : 376 - 377 ( 45 ) - « المحاسن » 1 : 206 ، « الكافى » 1 : كتاب فضل العلم : باب النّهى عن القول به غير علم : حديث 9 ، « الأمالى للصّدوق » : مجلس شصت و پنجم : 507 ، « روضة الواعظين » 1 : 49 ، « غوالى اللآلئ » 4 : 75 ، « منية المريد » : 283 ، « بحار الانوار » 2 : 118 - 119 و 121 و 298 ، 47 : 50 ، « مستدرك الوسائل » 17 : حديث 21273 - 9